كارگزاران مخابرات روستایی پیرانشهر
این وبلاگ صرفا جهت انعكاس مسایل و مشكلات كارگزاران مخابرات روستایی و همچنین اطلاع رسانی های مرتبط ایجاد شده است .
درباره وبلاگ


این وبلاگ صرفا جهت انعكاس مسایل و مشكلات كارگزاران مخابرات روستایی و همچنین اطلاع رسانی های مرتبط ایجاد شده است .
وبلاگ ما به هیچ گروه ، نهاد و یا سازمانی مرتبط و وابسته نبوده و كاملا مستقل عمل مینماید .

مدیر وبلاگ : جمال ملا :
مطالب اخیر
نویسندگان
یادداشت کاربران
مجملی از حادثه آتش سوزی مدرسه پیرانشهر
بهترین روش دلجویی از احساسات پاک ایران و ایرانی و مردم صبور و بردبار شهر مرزی پیرانشهر و یادمان "په پووله به هه شتییه کان"(پروانه های بهشتی) و ارج نهادن به تالمات روحی قربانیات این حادثه مدرسه محل وقوع آتش سوزی در پیرانشهر را پس از بازسازی بنام دانش آموز "سیران یگانه "نام گذاری شود. تا مرحمی بر زخمهای ماندگار همکلاسیها و خانوادۀ داغدارش باشد. این نام گذاری می تواند تنبهی باشد که "عده ای فدا شدند تاما درست فکر کنیم و دقیق عمل کنیم."
مورخه 15/9/91 مدرسه ابتدایی دخترانه ای در حاشیه شهر مرزی پیرانشهر بر اثر نشت نفت بخاری دچار حادثه آتش سوزی شد که قریب 30 نفر را روانه بیمارستان کرد و متأسفانه یکی از آنها بر اثر شدت جراحات وارده جان خودرا از دست داد. ابراز احساسات مردم و پیگیری نمایندگان مجلس، وزیر آموزش و پرورش را پس از عیادت مصدومین حادثه در شهرهای تبریز و ارومیه به مجلس کشاند و توضیحاتی داد که برای نمایندگان قانع کننده نبود.
این رویداد تلخ چند ویژگی داشت که موجب برجسته شدن آن در رسانه ها گردید. اول اینگه حادثه در منطقه ای محروم و شهری مرزی اتفاق افتاد و حادثه دیدگان همگی دختربچه بودند و کانون محبت و عاطفه نهاد خانواده ها محسوب می شوند و با فوت یکی از آنها بر شدت تألم و تأثر عمومی افزوده گردید. دوم اینکه تفسیرها و برخوردهای سیستم آموزش و پرورش خصوصا" شخص وزیر ناکافی بود و رؤیت چهـــــــره های مصدومین و جنس و سن آنها در رسانه ها و پیگیری نمایندگان مجلس موجب مفتوح ماندن این پرونده شده است.
 اما واقعیت هایی وجود دارد که چاره ای جز پذیرفتن آن نیست. از همه مهمتر اینکه این حادثه عمدی نبود و لذا نمی توان فردی را به عنوان مقصر اصلی شناخت و همه تقصیرها را متوجه او کرد؛ بلکه دارای مجموعه عللی است که داوری را در خصوص مجرم دانستن شخص یا اشخاص دشوار می کند؛ لذا مسئولیت آن متوجه سیستم آموزش و پرورش است که هر کس به نسبت مسئولیت خود در این مجموعه باید جوابگو باشد. به همین خاطر چون عامل مشخصی وجود ندارد لذا هر کس در بدنۀ سیستم آموزش و پرورش سعی در کم کردن سهم خود در این تقصیر دارد.
مسلما" کسی را در این منظومه درهم پیچیدۀ مدیریتی آموزش و پرورش نمی توان به عنوان بیشترین مقصر در این حادثه محسوب کرد. کسی از دلسوزی معلم و تعهد مدیر و سرایدار و ناظم و مدیر آموزش و پرورش شهرستان که کمتر از دو ماه از عمر مدیریتیش بر این اداره می گذرد، گله مند نیست. شاید سیستم برنامه ریزی و عمران و نوسازی مدارس بیشترین سهم را در این حادثه داشته باشد که اراده ای جدی در بازسازی این بنا نداشته است. محرومیت منطقه خود مزید بر علت است که ریشه اصلی بسیاری از نارسائیهایی از این قبیل می باشد. اگر اعتبارات عمرانی کفایت می کرد قطعا مدارس نوسازی و سیستم گرمایشی طبق استانداردهای کشوری بود و این حادثه اتفاق نمی افتاد؛ که حال باید یک موجود بی جان را بنام بخاری محاکمه کنیم!یا شاید گفته شود اگر معلم و سرایدار با کمال خونسردی و بدور از دستپاچگی عمل می کردند به راحتی دانش آموزان را از مهلکه بدور می کردند و چنین حادثه ای روی نمی داد.
 متأسفانه در مناطق محروم عمدۀ مدیریت ها بر مدار ریسک و خطر پذیری  می چرخد و این قبیل رویدادها اولین نبوده و آخرین هم نخواهد بود. در این حادثه سه طرف دخیل می باشد. مدیران اجرایی آموزش و پرورش، نمایندگان مجلس و اذهان عمومی. اقدامات سیستم آموزش و پرورش از طریق وزیر مربوطه اطلاع رسانی گردید که به اذعان بسیاری، قانع کننده نبود.
 نمایندگان مجلس برحسب وظیفه و انتظارات جامعه، وظایف خود را انجام داده و در حد توان ادامه دادند. این بار اذهان عمومی بعنوان معلم، نمره خوبی به آموزش و پرورش نداد و به همین خاطر موجب برجسته شدن این حادثه تأسفبار شد.
 عموما" یک سویه نگری و محدودیت پنداری، بسیاری از رویدادهای کاملا" صنفی را از مدار اصلی خود خارج کرده و اشکال غیرصنفی به آن می دهد و در این حادثه نیز حضور کم رنگ مدیران نظام آموزش و پرورش در عرصه اطلاع رسانی موجب انباشت مطالبات شد که معلوم نیست سود آن را چه کسی خواهد برد و کسانی که عامل بوجود آوردن این فضاها می گردند خود اولین کسانی هستند که از فضای بوجود آمده متضرر خواهند شد. چون رویدادهای صنفی کاملا" راه حل صنفی دارد. چرا باید مطالبات صنفی با هزینه های غیرصنفی پرداخته شود؟ وقتی که مدیریت سیستمی که دچار آسیب و حادثه شده خود سانسوری می کند چه انتظاری می توان از رسانه ها داشت که نظرات او را منعکس کنند؟ چرا وقتی رسانه ها در راستای اطلاع رسانی خود، خبری را که به مزاق بعضیها خوش می آید منتشر می کنند آنجا وظیفـــــــــه اش را انجام داده ولیکن اگر واقعیات جامعه را منتشرکند مذموم و ناپسند بنظر می رسد؟. اتفاقا" در همین چند ماه گذشته مطلبی در اکثر سایتها منتشر شد تحت عنوان(( مدرسه ای با یک دانش آموز )) که عکس معلمی دلسوز و فداکار را در کلاس درس یکی از روستاهای چند خانواری در پیرانشهر نشان می داد که تنها یک دانش آموز داشت؛ جای تقدیر از مدیران و معلمین پیرانشهری بود. چرا مدیریت سیستم آموزش و پرورش از انعکاس چنین خبرهایی بی اطلاع است؟ اما در مواقعی مانند حادثه مدرسه پیرانشهر به رسانه ها بی اعتنایی می شود. پس رسانه ها پیوسته در مدار وظیفه مداری هستند و نسبتا" ثابت می باشند ولیکن این نگاهها هست که به آنها متفاوت می شود. قابل ذکراست درحوادث اینچینی حتی اگر باکم توجهی موجب بروز بعضی مشکلات گردد با سیاسی کردن موضوع کسی ازآن سود نخواهدبرد و تنها بانگاه صنفی می توان آن را علاج کرد.
 خاتمه سخن اینکه حادثه مدرسه پیرانشهر عمدی نبوده و اگر چنانچه سلسله عوامل دخیل در این موضوع ازجمله، رعایت استاندارد مدارس، آموزش بحران برای مدیران و معلمین و خادمان مدرسه و حضور به موقع مدیران سیستم آموزش و پرورش در رسانه ها و اظهارات کارشناسی وزیر آموزش و پرورش متناسب با فرهنگ جامعه و برخوردهای شفاف با مطالبات جامعه می بود و اعتراف به وجود نواقص غیرقابل انکار سیستمی صورت می گرفت، و یا اگرچنانچه رئیس جمهور بجای دلسوزی برای کشتارهای یاغیگری در مدرسه "سندی هوک"شهر"نیوتاون"امریکا که با اهداف سیاسی صورت گرفت، ازمصدومین قربانیان مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر که قربانی محرومیت شدند، دلجویی می کرد و بجای همراهی با مردم امریکا به ابراز هم دردی با شهروندان پیرانشهری مبادرت می ورزید، شاید ازشدت تالمات و تاثرات اجتماعی آن کاسته می شد. ولی افسوس که چنین نشد .
حال که عواطف پاک ایرانی از تمامی نقاط کشور متوجه این واقعه شد و مع الاسف نظام مدیریتی آموزش و پروش به سادگی از کنار آن گذشت، پیشنهاد می شود بهترین روش دلجویی از احساسات پاک ایران و ایرانی و مردم صبور و بردبار شهر مرزی پیرانشهر و یادمان "په پووله  به هه شتییه کان"(پروانه های بهشتی) و ارج نهادن به تالمات روحی قربانیات این حادثه بویژه دانش آموز نوشکفته سیران یگانه، مدرسه  محل وقوع آتش سوزی در پیرانشهر را پس از بازسازی بنام دانش آموز  "سیران یگانه "نام گذاری شود. تا مرحمی بر زخمهای ماندگار همکلاسیها و خانوادۀ داغدارش باشد. این نام گذاری می تواند تنبهی باشد که  "عده ای فدا شدند تاما درست فکر کنیم و دقیق عمل کنیم."


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 Online